تبلیغات
*پرسش مهر17* - چگونگی یادگیری خشونت
*پرسش مهر17*
 

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ

نتیجه تصویری برای خشونت بین والدین

شاید به این خاطر است که امروزه خشونت به عنوان یک موضوع پژوهشی حساس و نه یک پدیده ی ساده مطرح میباشد . اما در اغلب جوامع ،خشونت فقط در خارج از محیط خانواده ،جرم شناخته می شود در صورتی که همین جرم که در خانواده رخ دهد دیگر جرم تلقی نمی شود.ریشه ی این مساله را باید در فرهنگ و اخلاق مسلط مرد سالارانه جست و جو کرد که با ممانعت از مداخله ی جامعه در حریم خصوصی ،در پی حفظ میراث سلطه گرایانه ی مرد در خانواده است.

انواع خشونت در خانواده

الف)خشونت علیه زنان      ب)خشونت علیه کودکان

تعریف خشونت

معمولا خشونت با مفهوم پرخاشگری بکار برده می شود .بر این اساس،اعمال خصمانه ای که از روی عمد صورت می گیرند و به افراد و اشیا آسیب می رساننند خشونت نامیده می شوند.

خشونت در خانواده از دو جهت تاثیر گذار است :

الف )شخصی

1-در این جنبه از خشونت ،قربانی خشونت ؛آسیب بدنی می بیند .

2-قربانی خشونت تحقیر می شود.

3-شخص خشونت دیده ،اگر کودک باشد تا اخر عمر بقایای آثار خشونت را همراه دارد.

ب)اجتماعی

1-خشونت های خانوادگی ،نوعی بی اعتنایی نسبت به افراد جامعه بوجود می آورد.

2-خشونت،مقوله ای است که کمتر به مذهب،طبقه ی اجتماعی و سطح سواد احتیاج دارد .

3-تظاهرات خشونت آمیز با شرایط خاص اجتماعی که روز به روز به سمت خشونت می رود ،نمود پیدا می کند.

عوامل ایجاد خشونت خانوادگی:

الف)اختلافات خانوادگی:

1-فقر فرهنگی یکی از عواملی است که خانواده و اعضای آنرا تهدید می کند.

2-آگاهی نداشتن از قوانین حقوقی رایج جامعه که موجب می گردد تا فرد دست به عمل بزند و تصور کند که می توتند از آن رهایی یابد.

3-گذر از سنت به مدرنیته که عواقبش از بستر خانواده شروع شده و تا به انجا پیش می رود که همه ی مرزها را در هم می شکند.

ب) اختلافات اقتصادی:

1-والدین برای تامین مخارج خود بعضا در هردو شیفت کار می کنند و هرگز نمی توانند؛ آرام خونسرد و مهربان و صمیمی باشند.

2-بیکاری جز اولین و مهمترین آسیب های اجتماعی است که خود عامل اصلی پر خاشگری محسوب می شود.

پ)اختلافات اجتماعی:

1-خانواده،جامعه و فرد ؛ابعاد و اضلاع یک مثلث را تشکیل می دهند که اختلاف رفتاری بین هر کدام از ضلع ها ،مشکلات متعددی را باعث می شوند.

2-اعتیاد،یکی از عوامل  مهم خشونت در خانواده است .چرا که فرد معتاد بندرت می تواند پیوند عاطفی ،وفاداری و تعهد را مستحکم نگه دارد.

3-گاهی اوقات ،پرخاشگری و خشونت با ناکامی اجتماعی جا به جا می شود و شخص بجای علت واقعی و خواستگاه اصلی به خواستگاه دیگری (خانواده)حمله ور می شود.

انواع خشونت خانوادگی :

الف)خشونت علیه زنان :

-یکی از بارزترین خشونت ها در جوامع امروزی ،همانا خشونت علیه زنان است.

-بارداری،تحصیلات عالیه و دسترسی به منابع مالی و استقلال اقتصادی ؛زنان را در مقابل سو رفتار و خشونت،حفاظت نمی کند.

-در برخی موارد زنان تحصیل کرده و دارای استقلال اقتصادی،بهای بیشتری برای خشونت می پرزدازند.

-مردهای همسر آزار غالبا افرادی با شخصیت پرخاشگر هستند .سایر خصوصیات چنین مردانی عبارتند از حسادت بیمار گونه،وسواس های مکرر،سوظن های غیر واقعی و.....

ب)خشونت علیه کودکان:

-خشونت متقابل نسبت به یکدیگر ،گاهی اوقات به چگونگی رفتار با فرزندان نیز تعمیم داده می شود.

-کودکانی که در چنین محیط خانوادگی (جنگ و تخاصم)رشد می کنند خشونت را می آموزند.

-آنها یاد می گیرند که هرگاه با رفتار و گفتار کسی مخالف باشند او را مورد تهدید حتی برخورد فیزیکی قرار دهند.

خشونت در نظام ذهنی و شخصیتی آنان ،تبدیل به امری مشروع می شود.

-کودکان پرورش یافته در محیط خانوادگی توام با خشونت می آموزند که هرگاه حق را به جانب انها ندادند به دیگران پرخاش و حمله کنند.

خشونت اجتماعی:

-خشونت اجتماعی ،خشونتی است که ممکن است از سوی فرد به فرد دیگری(مانند دعواهای خیابانی ،زور گیری های خیابانی و...)روی می دهد.

-خشونتی است که ممکن است از سوی یک گروه به فرد (مثلا خشونت گروه های شرور در اخاذی از یک فرد)اعمال گردد.

-خشونت اجتماعی را نمی توان منفک از خشونت فرهنگی یا اوضاع و احوال اقتصادی در نظر گرفت.

برخی از انواع خشونت های اجتماعی

1-کودک آزاری ( چه از سوی والدین که ممکن است به شکل کودک آزاری زنجیره ای نمود پیدا کنند)

2-عملیات گروهای خشن دزدی اخاذی گرو گان گیری و...

3-افزایش خشونت های خانوادگی (مثلا به دلیل اختلاف در تقسیم ارث)

4-بزهکاری های گوناگون جوانان

5-فرار دختران از خانه

6-آزارها جنسی

7-اوباشگری در مسابقات ورزشی بویزه فوتبال

8-بزهکاری ناشی از گسترش اعتیاد

ریشه ی خشونت اجتماعی و فردی در کجا نهفته است

جامعه شناسان چهارنهاد خانواده ،مدرسه،گروه همسالان ،(دوستان)و رسانه گروهی را در فرایند اجتماعی شدن مو ثر می دانند.

1-کودک در خانواده برای نخستین بار با رفتار خشونت آمیز والدین خود نسبت به یک دیگر رو به رو می شود.

2-در محیط مدرسه اگر کودک وظایف خود را انجام ندهد تنبیه می شود .فرد تنبیه شده به همان میزان که خشونت را تجربه می کند آن را می آموزد.

3- در رسانه ی گروهی نیز استفاده از شیوه های خشونت آمیز به امری بدیهی تبدیل شده است.

4-کودک در مدرسه و با رسانه ،خشونت علیه همکلاسی ها و دیگر محصلین را به کار می گیرد و تجارب کافی در این باره را نیز می آموزد.

عوامل پیدایش خشونت در جامعه

1-رفتار های اجتماعی:

-برخی رفتارها در جوامع بطور عموم امری را دیکته می کنند و گروهی را ملزم به اجرای دستورات می نمایند.

-سرپیچی از آن امر را بر نمی تابند.

-نارضایتی خود از این امر را از طریق رفتار خشونت آمیز ابراز می دارند.

2-اعمال تقسیم بندی اجتماعی:

-هرگاه در جامعه ،یک گروه از گروه دیگر تفکیک شود ؛فاصله ی اجتماعی بوجود می آید که این امر ،عواقب دیگری را با خود به همراه دارد.

- افرادی که خود را عضو یک گروه می دانند اعمال خشونت را علیه سایر اعضای گروه های دیگر ،مشروع و طبیعی تلقی می کنند،نزاعی که بین هواداران در تیم ورزشی پر طرفدار صورت می گیرد از این نوع خشونت است.

3- سطح فرهنگ و تمدن جامعه

-در تمدن های ابتدایی بشری؛استفاده از زور و اجبار عاملی بود که افراد جامعه را مجبور به قبول حد ومرز زندگی دیگران می کرد.

-این اجبار امروزه در اشکال دادگاه و نیروی انتظامی و قضایی خود را نشان می دهد..

-متمدن بودن،عامل مهمی در رعایت حق دیگران ،مدارا با دیگران وپرهیز از رفتار خشونت آمیز با دیگران است.

-شخص،هنگامی از روش خشونت گرایانه استفاده می کند که نتواند دیگران را تحمل کند.

-خشونت پدیده ای است که در فرایند اجتماعی آموخته می شود.

خشونت خانوادگی، منشا خشونت اجتماعی

خشونت خانوادگی به عنوان یکی از بزرگترین معضلات اجتماع کنونی به شمار می رود .

2- خشونت نسبت به مادران در خانواده می توتند بعنوان یک عامل مستعد کننده خشونت در کودکان در زندگی آینده انان به شمار آید.

3-کودکانی که شاهد قربانی خشونت بوده اند خود در آینده خشونت گرا خواهند بود.

4-کودکان به منزله ی اینده سازان یک جامعه به شمار می روند و سلامت روحی-روانی انها باعث ارتقای توانایی کارایی و بهداشت روانی جامعه است.

5-در جوامع بدوی که منطق در ان کاربرد کمتری دارد ،تنبیه؛سخت ترین کم هزینه ترین در عین حال هم بد ترین واکنش است.

6-خشونت و تنبیه در خانواده گاهی باعث تبلور و ترس و دلهره می شود.

7-گاهی خشونت توسط فرهنگ،تایید و یا تشویق و حتی توسط خانواده به رسمیت شناخته می شود و به عنوان یک رفتار طبیعی و بهنجار تلقی می شود.

تفاوت خشونت های فردی و اجتماعی(ساختاری):

الف)خشونت فردی:

1-         در خشونت فردی ،بطور معمول،فرد عامل خشونت شناخته می شود.

2-         رفتار خشن معطوف به قربانی است.

3-         این خشونت به صورت آشکار اعمال می شود

4-         باعث وارد شدن صدمات بدنی یا انواع دیگر صدمات به قربانی می شود.

ب)خشونت ساختاری :

1-این خشونت معمولا بصورت پنهان رخ می دهد.

2-نمی توان فرد خاصی را بعنوان عامل خشونت در نظر گرفت.

3-اعما خشونت بر خلاف خشونت های فردی بصورت غیر مستقیم است.

4-نظام خارجی خشونت ساختاری را تنها می توان به شکل تقسیم نابرابر شانسهای زندگی مشاهده کرد نه بصورت صدمات بدنی.

شباهت خشونت های فردی و ساختاری:

1-         هر دو نوع خشونت (ساختاری و فردی )،بر یک دیگر تاثیر متقابل دارند و همدیگر را تقویت می کنند.

2-         هدف هر دو نوع خشونت نیز تاثیر گذاری بر افراد به منظور کاستن از امکان تحقق توانایی های بالقوه فرد است.

خشونت خانوادگی و اجتماعی در ایران :

1-         یکی از ویزگی های خشونت های خانوادگی در ایران،آن است که خشونت؛رفتاری مجاز تلقی می شود.

2-         نهی اجتماعی خاصی در مورد رفتار خشن اعضای خانواده به یکدیگر وجود ندارد و بیشتر در مقوله تربیت جایی میگیرد.

3-         شرایط اجتماعی افراد نیز در کاهش با افزایش خشونت موثر است.

4-         زنان به دلیل زن بودنشان،زودتر از مردان دچار آسیب شده و از روابط اجتماعی طرد می شوند.

5-         در یک خانواده اگر شوهر نان آور خانواده و زن مسئول امور خانه باشد،احتمال می دهند که اشتغال زن ممکن است نقش مردان را به مخاطره می اندازد.

نتیجه گیری :

یکی ازنتایج مهمی که از بررسی های خشونت خانوادگی بدست آمده است که روابط خشن در خانواده تنها بر فرد تاثیر نمی گذارد؛بلکه جامعه را نیز در بر می گیرد.

بدین معنا که قربانیان خشونت در روابط اجتماعی خود دارای مشکلاتی هستند.این افراد معمولا در محیط شغلی از کارایی پایینی برخوردارند و رفتار پرخاشگری یا حالات افسردگی در آنان مشاهده می شود.

بررسی های متعدد نیز ثابت کرده است که افراد خشن در دوران کودکی ،قربانی یا شاهد خشونت بوده اند.بدین تربیت ،خشونت خانوادگی به یک فرد منتهی نمی شود و قربانی در بزرگسالی و پس از تشکیل خانواده ،همان رفتار فرا گرفته را برای حل تعارض ها و تنش های خانوادگی بکار می گیرد..پدیده ای که در جامعه شناسی از آن به عنوان"گردش خشونت"نام می برند.

تا زمانی که ساختار جامعه بر نابربری های اجتماعی استوار باشد و ارزش ها و نگرش های خشونت در جامعه وجود داشته باشد و تا زمانی که دگرگونی های اساسی در قوانین جامعه ایجاد نشود و تسهیلات لازم در اختیار افراد قربانی قرار نگیرد و بلاخره تا زمانی که انجام هر نوع عمل خشن در جامعه ،مورد تقبیح قرار نگیرد ؛امکان برخورد صحیح نیز با این پدیده وجود ندارد.





طبقه بندی: مقاله، 
برچسب ها: خشونت بین والدین، منشا خشونت، روش های یادگیری خشونت،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 آبان 1395 توسط رضا زائری
لوگوی دوستان
لینک دوستان

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ است.>